على محمدى خراسانى

213

شرح منطق مظفر (فارسى)

قضاياى يقينى ( نظرى و اكتسابى ) بايد به بديهيات منتهى شوند و گرنه به حكم دليلى كه قبلا آورديم هرگز تبديل به معلوم نخواهد شد . بديهيات يقينى شش نوع قضيه هستند كه آنها را اصول و ريشه‌هاى يقينيات گويند و آنها عبارتند از : 1 . اوليّات 2 . مشاهدات 3 . تجربيّات 4 . متواترات 5 . حدسيّات 6 . فطريات . اين تقسيم براساس استقراء است نه حصر عقلى . با حفظ اين مقدمه و تعيين محلّ بحث به بيان اقسام شش‌گانه يقينيات بديهى كه از آنها به بديهيات ستّ منطقى تعبير مىشود ، مىپردازيم . الف : اوليّات چند نكته دربارهء اوليّات : نكتهء اوّل : معناى اوليّات : قضايايى هستند كه عقل انسان ، بدان‌ها تصديق دارد و طبق آنها حكم مىكند ، صرفا به خاطر ذات آن قضايا ، يعنى حكم عقل برطبق آن ، از خود ذات و متن اين قضايا مىجوشد و نيازى به استعانت از هيچ سبب خارج از متن قضيه نداريم . به عبارت معروف‌تر : اوليّات قضايايى هستند كه تصور اطراف آنها براى تصديق و اذعان به آنها كافى است . زيرا به مجرّد تصور موضوع و محمول و ملاحظهء نسبت بين آن دو عقل معطل نمانده ، جازمانه حكم و تصديق مىكند و نياز به واسطهء ديگرى ندارد قابل ذكر است كه شايد تصديق قضيه‌اى بديهى اولى باشد ولى تصور اطراف آن محتاج به دقّت باشد در اين‌جا نيز توجّه نفس به نسبت لازم است زيرا ممكن است در سايهء غفلت و عدم توجّه ، بديهىترين بديهيات نيز براى انسان بالفعل معلوم نباشد امّا به مجرّد توجّه نفس به آن ، تبديل به معلوم مىشود . توجّه نفس هم داراى اسبابى از قبيل : انتباه ، سلامت ذهن از شبهه و . . . است كه در اوائل جلد اوّل اين شرح تفصيلا عنوان شد . چند مثال براى اوليّات : الف . « النقيضان لا يجتمعان » : اگر كسى تصور صحيحى از نقيضين با همهء شروطى كه در باب تناقض آورديم - كه نه وحدت بود و . . . - داشته باشد ( كه نقيضان يعنى دو امرى كه يكى وجودى و ديگرى عدمى است . . . ) و نيز تصور صحيحى از مفهوم كلمهء اجتماع داشته باشد ، همچنين دقّت در نسبت بين آن دو نمايد فورا و بدون معطلى تصديق خواهد كرد كه اجتماع نقيضين محال است و اگر كسانى آن را ممكن يا حتّى ضرورى